نکات:

1-عزت به معنای شکست ناپذیری است و انسان عزیز در مقابل دیگران تسلیم نشده و شکست نمیخورد

2-در مقابل عزت،"ذلت"قرار دارد که به معنای شکست پذیری و تسلیم شدن است

3-خداوند به انسان کرامت بخشیده و او را بر بسیاری از مخلوقات برتری داده است."ویژگی اختیار انسان"

4-کرامت نفس به معنای شناخت قدر و منزلت انسان نزد خداست

5-قران کریم یکی از راه های اصلی حفظ کرامت و وصول به جایگاه قرب الهی را کسب عزت نفس میداند

6-عزت در دو مورد ضروری است:1.خواسته های نامشروع درونی2.دشمنان ظالم بیرونی

7-پیامد مقاوت در برابر تمایلات نامشروع:عزیز شدن و پاکی چهره از گرد ذلت میباشد

8-نتیجه ی دنباله روی از تمایلات نامشروع:خواری و پوشش چهره با گرد ذلت میباشد

9-از ثمرات بهره مندی از عزت نفس:توانایی کنترل هوس ها و ایستادگی در باربر تحریک و تشویق دیگران به گناه و پاسخ منفی و "نه گفتن" است

10-عوامل بیرونی در ارتکاب به گناه و خطا فقط زمینه ساز هستند نه بیشتر و عامل اصلی در تصمیم گیری و ارتکاب گناهان خود انسان است

11-مقصر دانستن عوامل تحریک کننده بیرونی در ارتکاب گناهان فقط یه توجیه است

12-خواند حقیقت شکست ناپذیر و سرچشمه ی تمام عزت ها است و هرکس به دنبال عزت است باید خود را به این سرچشمه پیوند دهد

13-قران کریم عزت را ابتدا برای خدا سپس برای رسول خدا و پس از ان برای مومنین دانسته است

14-پیامبر بنده خالص خداوند است ومومنین با پیروی ازرسول اکرم ،بندگی خداوند را پذیرفته و تسلیم او شده اند

15-پیشوایان ما چون بنده  حقیقی خدا بودند در سخت ترین شرایط زندگی عزت مندانه زیسته  و هرگز تن به خواری ندادند

16-پیامبر در محاصره ی طاقت فرسای مشرکان مکه یار و پشوانه ی ظاهری جز ابوطالب نداشت

17-بنده ی حقیقی خدا عزیز میشود و تن به ذلت و خواری در برابر گناه و گناهکاران نمیدهد چرا که خود را در محضر و پیشگاه او یافته  و به علم حضوری خداوند یقین دارند

18-حضرت یوسف در خلوت ترین مکانی که زلیخا مهیا کرده بود و در حالی که برده و غلام او محسوب میشد در برابر خواست نامشروع زلیخا به خداوند پناه برد و گفت"خدایا به تو پناه میبرم"

19-درخواست نامشروع زلیخا به یوسف همراه با اصرار و تهدید بود و در ان زمان یوسف در اوج جوانی و زیبایی بود

20-در جریان تقابل یوسف و زلیخا در های منزل زلیخا بسته بود اما یوسف با اعتماد و یقین به مدد الهی به سوی ان ها فرار کرد و ناگهان درب ها باز شدند

21-اگرچه یوسف به زندان افتاد اما عزت حقیقی را بدست اورد و بعدها هم به عزت ظاهری هم رسید و عزیز سرزمین مصر شد

22-عزت ظاهری پیامد و نتیجه ی عزت حقیقی است

23-شناخت ریشه ی عزت و ذلت سبب می شود که انسان بهتر بتواند و به سوی عزت حرکت کرده و از ذلت دوری نماید

24-راه و روش اصلی کسب عزت و کرامت،بازگشت به سوی خدا و قبول فرمان های اوست

25-تمایلات انسان دو دسته هستند: تمایلات و خود عالی و تمایلات و خود دانی

26-تمایلات دانی تمایلات بدی نیستند بلکه برای زندگی در دنیا لازم هستند اما نباید از حد تجاوز کنند و مانع رشد تمایلات عالی شوند

27-حد و مرز تمایلات دانی را فقط خدا میداند و او چگونگی بهره وری از ان ها مشخص کرده است

28-عقل و وجدان انسان را به سوی تمایلات عالی  و هوی و هوس و نفس اماره انسان را به توجه صرف به غرایز و تمایلات دانی و بی توجهی به تمایلات عالی فرا میخواند

29-انسان ذلیل در درون شکست خورده  و در حقیقت خود عالی تسلیم نفس اماره و خود دانی شده است

30-انسان گناهکار پیش از ان که در مقابل عوامل بیرونی تسلیم شود ابتدا در خود میی شکند و حقارت را پذیرا میشود

31-انسان عزیز همواره به ندای عقل و وجدان و نفس لوامه گوش فرا داده  و تسلیم نفس اماره میشود

32-تسلیم شده در برابر دیگران و خواست انها پیامد و موخر از شکست خوردن در برابر تمایلات پست درونی است

33-اکثر گناهکاران و مجرمان افرادی هستند که عزت نفس خود را از دست داده و تحقیر شده اند

34-یکی از راه های مبارزه با کژی ها و زشتی ها در جامعه افزایش عزت نفس انها و حفظ کرامت ان ها است

35-میان عزت نفس و گناه رابطه معکوس وجود دارد یعنی با افزایش یکی دیگری کاهش می یابد

36-عزت نفس معلول تسلیم و بندگی خداوند و احساس حضور در پیشگاه او است و ذلت نفس نتیجه ی غفلت از خداوند می باشد وعامل حفظ پیمان با خداوند و باقی ماندن بر عزم و تصمیم عزت نفس است

37-ذلت نفس علت خلف وعده نسبت به پیمان با خدا و سستی در عزم و تصمیم می باشد

38-فقیری که دارای عزت نفس میباشد گدایی نمیکند.گدا ابتدا خود را کوچک می کند و سپس گدایی   می کند

39-جوانی که عزت نفس دارد در برابر شهوت و هوی و هوس و عوامل تحریک کننده بیرونی نمیشکند

40-انسان عزیز در برابر ظالمان شکست ناپذیر  و در برابر مردم خاضع و متواضع و فروتن است